زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره
عشق تنها بیماری است که انسان از آن لذت می برد وقتی که شفا یافت به دوران بیماری حسرت می خورد
ای گل زیبا می خواهم تو را نزد او بفرستم به شرط آن که هر وقت خواست تو را ببوسد خجالت نکش! و هرگاه خواست تو را به زلفش بیا ویزد به او بگویی که قلب من همیشه بیاد او می تپد از طرف من لبانش را ببوس و از زیبائیش لذت ببر و از او بپرس که: آیا قلب او هم برای من می تپد؟
دوست دارم شمع باشم تا که تنها بسوزم،بر سر بالينت امشب از غم فردايت بسوزم ،دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روي ماهت ،يا شوم پروانه اي از شوق تو بي پروا بسوزم ،دوست دارم ماه باشم تا سحر بيدار باشم ،تا چو مشعل بر سر راهت در اين صحرا بسوزم ،دوست دارم لاله باشم بر سر راهت نشينم ،تا نهي پا بر سرم تا زشوق سر تا پا بسوزم ،دوست دارم خال باشم بر رخ مهر آفرینت ،از ادامه داستان شمع :لبت آتش بگیرم تا جهانی را بسوزانم ، دوست دارم خار باشم دامن وصلت بگیرم ،تا ز مهر آتشینت ای گل بی محبت بسوزم ،دوست دارم ژاله باشم من به خاک پایت افتم ،تو چو گل شاداب باشی من از گرما بسوزم ،دوست دارم خادمت باشم کنم دربانیت را،دل نهم در بوسه عشقت ویکی بسوزم ،دوست دارم اشک ریزم تا مگر از اشک چشمم ، تو شوی سیراب و من خود جای آن لبها بسوزم
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
جاي دسته گلي كه فردا در قبرم نثار مي كني امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن. به جاي سيله اشكي كه فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم كن به جاي اون متن هاي تسليت كه فردا برام مي نويسي امروز با يك پيغام كوچك خوشحالم كن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا
براي كشف اقيانوسهاي جديدبايد شهامت ترك ساحل ارام خود را داشته باشيد اين جهان، جهان تغيير است نه تقدير.
آدامس : تنها چيزی كه توی دهان خانم ها بند می شود! احمق: كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد! ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد! دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود! رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف! زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال! عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد! سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمي شود
خدايا...پروردگارا...کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ي دلم راروبه حقيقت بگشايم .خدايا...ياريم کن که مرغ خسته دلم راکه ديري است دراين قفس زنداني است، دراسمان آبي عشق تو پرواز دهم... خدايا..پروردگارا...ياريم کن که شوق پروازراهميشه درخود زنده نگهدارم ...... خدايا...توخود مي داني که بدترين دردبراي يک انسان دورماندن ازحقيقت خويشتن ورهاشدن درگرداب فراموشي وسردرگمي است...پس تواي کردگار بي همتا مرا ياري کن که به حقيقت انسان بودن پي ببرم تابتوانم روزبه روزبه تو که سر چشمه تمام حقيقت هايي نزديک ونزديکتر شوم.... خدايا...هميشه گفته ام که تورادوست دارم...حالا هم باتمام وجود فرياد مي زنم: خدايا........دوستت دارم.....دوستت دارم...دوستت دارم... خدايا،شرمنده ام اززيادي گناهاني که انجام داده ام ،شرمنده ام. خدايا از قدر نشناسي خودم ، ازاين که هرروزباعث ناراحتي تو مي شوم شرمسارم. خدايا چه بگويم ازکدامين گناهم نزد توطلب عفوکنم.خدايابه کدامين گناه اشک شرم ازديده جاري سازم.هروقت که خواستم زبان به حمد وثنايت بگشايم.اشک در ديدگانم جمع شدوبغض شرم و پشیمانی از گناهان دیگر مجال سخن گفتنم نداد. خدايا ،مرا ازاين منجلابي که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده.به اين پرنده ي اسير پروبالي ده تا خودش را از این قفس رهایی بخشد وطعم آزادي ورهايي را تجربه کند . خدايا، مرا فرصتي ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتي براي يک لحظه آنچه باشم که تومي خواهی خدايا، چگونه مي توانم روي به سوي تو بياورم وزبان به حمدوثنايت بگشايم درحالي که خود از کرده خویش آگاهم. چگونه مي توانم دوستارتوباشم درحالي که برعهد وپيماني که باتو بسته ام وفادارنبوده ام. چگونه مي توانم طلب عفو وبخشش کنم درحالي هنوزشعله هاي عصيان دردرونم فروزان است. بارالها،چگونه مي توانم روي به توبه آورم درحالي که اسيرهواهاي نفساني خويشم. بارالها،توازعلاقه ي من نسبت به خودت آگاهي ومي داني که چقدرمشتاق رسيدن توام ولي هروقت که تصمیم گرفتم که به سوي توبيايم گناه به سراغم آمدومراازتو دورساخت. هميشه آرزويم اين بوده است که حتي براي يک روزکه شده آنچه باشم که تو مي خواهي وآنچه کنم که تو مي پسندي ولي افسوس اين نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن اين آرزورابه من نداده است. بارالهي، مي ترسم، ازخويش وازاين سرنوشتي درانتظارمن است مي ترسم.ازاين بيابان وشوره زاري که درپيش روي من است مي ترسم.مي ترسم که مرگ به سراغم بيا يدآرزوي رسيدن به تورااين باراوازمن بستاند. پس اي پروردگاربي همتا به لطف وکرم خويش مراازمرداب رهايي ده وتواني ده خويشتن را از هر چه بدی است پاک کنم. خدايا به من فرصتي ده تاعاشق بودن راتجربه کنم .
به مشكل هايتان بخنديد تا هميشه موضوعي براي خنديدن داشته باشيد.
آدم ها فقط در يك چيز مشتركند: متفاوت بودن
گفته بودي که چرا محو تماشاي مني؟ انقدر مات که حتي مژه بر هم نزني! مژه بر هم نزنم تا ز دستم نرود ناز چشمان تو به قد مژه بر هم زدني!
تو همونی اگه با من بمونی منو از آرزو سیراب می کنی
اگه عشق من تو نیستیی چرا می لرزه تنم... ؟چرا از نبودنت خیلی ساده می شکنماگه عشق من تو نیستی چرا می میرم برات
دوست داشتن زيباست زيباترازآن داشتن دوست زيباست دوستت دارم اي دوست دوست داشتي ام
عشق مانند ساعت شنی است. همزمان که قلبت را پر می کند، مغزت را خالی می کند.
به کسی عشق بورزید که لایق عشقتان باشد، نه تشنه آن. چون تشنه عشق، یک روز سیراب خواهد شد.
گابریل گارسیا مارکز
یک زخم جدید کاری می کند که همه زخمهای قدیمی دوباره به درد بیایند
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد
کاش ! قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت
زندگي مثل يه قاصدك هست كه اگه نگيريش خيلي ساده و راحت از تو ميگزره ، و به فكر تو نيست كه حسرت رفتنشو ميخوري...
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟. بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند
اي كاش گل بودي و من از باغها ميچيدمت يا كه طلوعي بودي و از پنجره ميديدمت اي كاش چشمانت ضريحي داشت چون رنگين كمان هر وقت باران مي گرفت از دور مي بوسيدمت
عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد
اين دفعه اگه داشت بارون ميومد از زيرش فرار نکن برو زير بارون ببين چنتا از دونه های بارون رو ميتونی بگيری اندازه قطره های بارونی که تونستی بگيری دوستم داری اندازه قطراتی که نتونستی بگيری دوست دارم
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...
براي رسيدن به تو پا پيش گذاشتم خودم را قسمت كردم تو را سهم تمام روياهايم كردم انصاف نبود تو كه ميدانستي با چه اشتياقي خودم را قسمت ميكنم پس چرا زودتر از تكه تكه شدنم جوابم نكردي براي خداحافظي خيلي دير بود خيلي دير
هــــوا آفتـــــابي سـت مرا زير چتــر خود ببر فقط زير چتـــر تـو باران مي بارد !
دست خالي به خانه خدا رفتم خدا هم دستهاي خاليم را با دستهاي تو پر كرد
كنم هرشب دعايی كز دلم بيرون شود مهرت ولی آهسته می گويم الهی بی اثر باشد
اگر بهترين دوست نيستی اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستی اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستی هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش .
عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که غرق ابهامند نه صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر
در قلب دو در است یکی در شادی و دیگری غم شادی باید توری رفتار کنه که غو از خواب بیدار نشه
انسان، مجموعهای از آنچه دارد نیست، بلکه مجموعهایست از آنچه هنوز ندارد اما میتواند داشته باشد.
دوست دارم مرگ را اما آنگاه که خود نظارهگر مرگ خویش باشم. دوست دارم بمیرم اما در آغوش خود و در تنهایی جنگلهای تودرتوی آنسوترها.
دوست دارم زندگی کنم اما در مداومت دستان گرهگشای خویش. تا آنجا که در ذهن دارم گرمای شانههایم زیباترین هدیهی سرنوشت من است به من.
دیوانگان را مجازاتی نیست لیکن من دیوانه نیستم. من در فراسوی دیوانگی قدرت زیستن در میان وحوش را یافتم. قدرت انتهار در اوج بیچیزی
مرگ من روزیست که از خود تهی گردم. من در لحظات زیبای مرگ آسایش را یافتهام. چراکه همسفر ذات خویش میشوم
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
ما دغدغه هاي مشترك كم داريم يك وجه شبه به نام ماتم داريم دستان مرا بگير!از اين لحضه ده نقطه اشتراك با هم داريم
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
عشق را دوست دارم: نه در قفس تو را دوست دارم :تا اخرین نفس
زندگي انسان دو قسمت است : قسمت اول در انتظار قسمت دوم و قسمت دوم در حسرت قسمت اول!
غروب شد ،خورشیدرفت،آفتاب گردان دنبال خورشید می گشت ،ناگهان ستاره ای چشمک زد،آفتاب گردان سرش رو پائین انداخت،اخه گلها هیچ وقت خیانت نمیکنند.
زندگی سرگذشت درگذشت آرزوهاست
گفتی که به احترام دل باران شو باران شدم و به روی گل باریدم گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم گفتی که بیا ولحظه ای مجنون باش مجنون شدم و از دوریت نالیدم
-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )
۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی )
٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )
٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )
١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)
٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر)
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)
٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو)
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی )
٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )
٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )
٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )
٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی )
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر )
٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )
زن در ضربالمثلهای جهان زنان سوژه ضربالمثلهای متعددی هستند و اين مطلب تنها مربوط به افغانستان نيست. نگاهی داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشورهای مختلف جهان: انگليسی: زن فقط يک چيز را پنهان نگاه میدارد آنهم چيزی است که نمیداند. هلندی: وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد. استونی: از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير. فرانسوی: آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است. انتخاب زن و تربوز مشکل است. بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود. آلمانی:کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام میدهد. وقتی زنی میميرد يک فقته از دنيا کم میشود. کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است. آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده. گريه زن، دزدانه خنديدن است. يونانی: شرهاي سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن. برای مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد. گرجیها: اسلحه زن اشک اوست. ايتاليايی: اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست. زناشويی را ستايش کن اما زن نگير
رنگ وجودت
در صورتيكه تاريخ تولد شما در:اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيدبين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي استبين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است. بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد.**************************************************قرمزبا نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......واينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه وبشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اينهمان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريدهمراهتان باشدآدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمهاباعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.شيري رنگاهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازدولي هميشه بشاش است.شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقتخود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيدو بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهايطولاني دوستش خواهيد داشت.نيليشما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي درانتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخابمي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويددوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديدپيدا كنيد.خاكستريجذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيدو هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمناميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد ونمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيدروز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چهبگوييد و خوش اخلاق هستيد.سبزخيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدمخجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردمآسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسيباشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فردمورد نظرت مي مانيد.طلائيشما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدمبشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فردمورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليانمتمادي دوباره عاشق نمي شوي.صورتيشما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوستداريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيزمانند آنچه در قصه هاست هستيد.زردشما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. هموارهدر افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.خرمائيباهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيزرا مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجهبه نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبورهستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشواراست فرد بهتري پيدا كنيد.نارنجيدر مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونهبا مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنهاداريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فرديآماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند وقدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتانزيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.ارغوانياسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آساننظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواندغمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيددست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور رافراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.ليموئيآرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادتمي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نميتوانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كهاعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.نقره ايخيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد رابيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي ميآموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبيميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان بهكسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تاپايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.سياهشما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير درزندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، رويتصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيزتوام با مبارزه است و مثل همه نيست.زيتونيشما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل ودوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درستاست. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادتنورزيد.قهوه ايفعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه بهشما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد بهچيزي كه ميخواهيد دستيابيد ، بسادگي تسليم شده آنرا رهاميكنيد.آبياتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمندهستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان ازدستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نهاز قلبتان. سرمه ايشما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همهچيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويدزماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتانمشكل است آنها را ببخشيد.سفيدشما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيدنسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همهاين حالت شما را دوست دارند.كبوداحساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنهاهستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد وليحرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سختاست و گمگشته عشق هستيد.
آه ای صبا . . .چون تو مدهوشم من خود فراموشم من خانه بر دوشم من خانه بر دوش من در پيش کو به کو افتادمدل به عشقش دادم حلقه در گوشم من حلقه در گوش گر در کويش برسی برسان اين پيام مرا بی چراغ رويت من ندارم ديگر تاب اين شبهای سرد و خاموشهرگز هرگز باور نکنم عهد و پيمان ما شد فراموش ای جان من غرق سودای تو بی تماشای تو دل ندارد ذوق گفتگويی بی جلوه ات آرزو بی حاصل بی تو در باغ دل خود نرويد سرو آرزويی شبها مرغ لب بسته منم دل شکسته منم تا سحر بيدارم سر به زانو دارم برنخيزد از من های و هويی بی تو سير گل را چه کنم گل ندارد بی تو رنگ و بويی
ای وای من، ای وای منزد این دل شیدای منآتش به سر تا پای منخاکسترم کردی، چه آوردی، تو ای دل بر سرمدیگر چه آوازی، چه پروازی، که بی بال و پرمای فارغ از حال من، چون یاد آورمرو گرداندنِ تو راترسم سوز درد من، آه سرد منگیرد دامن تو راکردی جفا دیگر مکنچشم عاشق را تر مکنای چشم من، گریان مباشاینگونه اشک افشان مباشحیران و سرگردان مباشدر گردش گیتی، رسد روزی، به پایان هر غمیدست نگار ما، داغ دل را، گذارد مرهمیدست غارت از چه رو، آه ای لاله روبر جانم گشودهایاز تو چه شد حاصلم، همین کز دلم، قرارم ربودهایکردی جفا دیگر مکنچشم عاشق را تر مکن
کام جهان از تو و این سوز نهان از منعیش مدام از تو و این اشک روان از منناله شبها ز من و بزم طرب از توبخت جوان از تو و غم های جهان از مننگرانم نگرانم که تو یار دگرانیتو عزیز من و اما به کنار دگرانیبگذر دیگر ز جان من تنها شدم جانادیگر من هم به جان تو رسوا شدم جانابگذشته ز مستی از نی زده گانمرسوایی جمع رسوا شدگانمنگرانم نگرانم که تو یار دگرانیتو عزیز من و اما به کنار دگرانیچه کرده ام چه گفته ام کاین عمر گرامی با غم به سر آرمبا کار کسی من کاری که ندارممن بی دل عمری تنها بودم بودمبه امید وصل فردا بودم بودمچه کرده ام چه گفته ام کاین عمر گرامی با غم به سر آرمبا کار کسی من کاری که ندارممن بی دل عمری تنها بودم بودمبه امید وصل فردا بودم بودمنگرانم نگرانم که تو یار دگرانیتو عزیز من و اما به کنار دگرانیکام جهان از تو و این سوز نهان از منعیش مدام از تو و این اشک روان از منناله شبها ز من و بزم طرب از توبخت جوان از تو و غم های جهان از مننگرانم نگرانم که تو یار دگرانیتو عزیز من و اما به کنار دگرانی
در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشمبدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشمبه وقت صبح قيامت ، كه سر ز خاك برآرمبه گفتگوي تو خيزم ، به جستجوي تو باشمبه مجمعي كه درآيند شاهدان دو عالمنظر به سوي تو دارم ، غلام روي تو باشممي بهشت ننوشم زدست ساقي رضوانمرا به باده چه حاجت كه مست روي تو باشمبه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمز خواب عافيت آنگه به بوي موي تو باشمحديث روضه نگويم ، گل بهشت نبويمجمال حور نجويم ، دوان به سوي تو باشمهزار باديه سهل است با وجود تو رفتنوگر خلاف كنم سعديا ، به سوي تو باشم
شب غم به جانم تنيده بيا اي سپيده بياغم آتش به جانم كشيده بيا ز چشمم ستاره دميده بيا اي سپيده بياچو رودي به دريا اگر رو نهادم به ياد تو بودچو موجي به ساحل اگر تكيه دادم به ياد تو بودپرم از صدايت چو ني با نوايت غريبانهدر اين خانه شكايتها به لب دارمببين در هوايت چو زلف رهايت غريبانه در اين خانه حكايتها ز شر دارماگر تو نباشي بهار دل من بهاري ندارماگر تو نباشي قرار دل من قراري ندارمشب غم به جانم تنيده بيا اي سپيده بياغم آتش به جانم كشيده بيا ز چشمم ستاره دميده بيا اي سپيده بياتويي تو بهارم قرار دلم دلم عاشقانه هواي داردغريبانه ورنه نواي تو دارد از آن سوي شهر صدا كن مرااز اين شام غم رها كن مراچو رودي به دريا اگر رو نهادم به ياد تو بودچو موجي به ساحل اگر تكيه دادم به ياد تو بود
agar doost dari amightarin, tolanitarin, atashintarin va ghavitarin booseye donyaro tajrobe koni bia pishe khodam ta labato bezaram roo loole JAROOBARGHI
خنده آدما هميشه از دلخوشي نيست،گاهي شکستن دل کمتر از آدم کشي نيست ،گاهي دل آنقدر تنگ مي شه که گريه هم کم مياره ، يه حرف ساده هم گاهي چقدر غم مياره
چه کسي چه گلي دوست داره؟نجار گل ميخک ، دندانساز گل مينا ، سارق گل شب بو ، چشم پزشک گل مژه ، منجم گل کوکب ، قصاب گل گاو زبان ، روزنامه فروش گل کاغذي ، پارچه فروش گل اطلسي ، مسئول باغ وحش گل ميمون و من .... گلي را که بوي تورو بده
پدرم مي گفت عاشقي يک شب است و پشيماني هزار شب.حالا هزار شب پشيمانم که چرا يک شب عاشق نبودم
افسوس ...... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ،آن زماني که دوستمان دارند لجبازي مي کنيم و بعد....براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
زندگي را دوست دارم به شرط آن که: (ز)آن زندان نباشد (ن)آن ندامت نباشد (د)آن در ماندگي نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ي)آن ياس نباشد
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگا اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی
منطق عشق , منطق دليل و برهان نيست .منطق صغری و کبری نيست .منطق علت و معلول نيست .منطق عاشق و معشوق است .منطق اميد و آرزو .منطقی که فقط عشاق به آن استناد ميکنند و عقلا به مضحکه بر مجلس عقل .و من بر همان منطق تو را ميپرستم و ميستايم
امشب به منزلگاه من مهمان نخواهد شد کسيدر اين شب تاروغمين يارم نخواهد شد کسيمن مانده ام با شور تو در اين سراي بي کسيشايد تو آيي يار من شايدبه فريادم رسيامشب سراغي از دل زارم نمي گيرد کسييادي نمانده از رخم در خاطر و ياد کسي
كاش مي دانستم زندگي با همه وسعت خويش محفل ساكت غم خوردن نيست .... حاصل تن به قضا دادن و پژمردن نيست .. زندگي كوشش و جاري شدن است
هيچكس نمي تونه به دلش ياد بده كه نشكنه .. ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم وقتي كه شكست با لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكسته نبره
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش
اي کاش کسي رو دل ما پا نذاره اگه پا مي ذاره ما را تنها نذاره اگه تنها مي ذاره رد پاش را جا نگذاره.
خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي
وقتي از همه چي خسته شدي وقتي حس مي کني همه درها به روت بسته شده وقتي دلت پر از غم و غصست تا جايي که مي توني دستات رو به طرف آسمون بلند کن و با تمام توانت بزن تو سرت
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست:
اگر روزگار بي رحم است تـــو مهربان باش اگر آفتــاب بينــوازند تــو سايبــان بـاش حالا که تنــهايي مــــرا اسيــر خود کرده بيـا براي مـــن تـــو تنــها همـزبـان بـــاش اي آنکـه به ياد تــــو هميــشه مي ســوزم ياد مـن کن که همه شب به ياد تـــو مي سوزم اي اشک آهستـه بريز که غم زياد است هنوز اي شمــع آهسته بسوز که شب دراز است هنوز
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
قبرم بنويسيد مسافر بوده است/ ........ بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ...... بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست ..... او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ...... صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست ...... در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي ...... مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است ...... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ...... بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است ...... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد ...... روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده
اگر روزگار بي رحم است تـــو مهربان باش اگر آفتــاب بينــوازند تــو سايبــان بـاش حالا که تنــهايي مــــرا اسيــر خود کرده بيـا براي مـــن تـــو تنــها همـزبـان بـــاش اي آنکـه به ياد تــــو هميــشه مي ســوزم ياد مـن کن که همه شب به ياد تـــو مي سوزم اي اشک آهستـه بريز که غم زياد است هنوز اي شمــع آهسته بسوز که شب دراز است هنوز
دردادگاه عشق .... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد. پس به تنهاي و مرگ محكوم شدم. كنارچوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم ومن گفتم كه به تو بگويند دوستت دارم
زندگي با همه وسعت خويش مخمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن نيست اظطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست زندگي کوشش و راهي شدن است زندگي جوشش و جاري شدن است ازتما شاگه آغاز حيات تا بدانجا که خدا مي دان
به اندازه ي صداقت پينوكيو و رفاقت تام و جري و هوش پت و مت دوست دارم
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)
Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast
***************************
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند ( دكتر علي شريعتي )
Delhaye bozorg va ehsashaye boland , eshgh haye ziba va porshokooh miafarinand
***************************
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است ( دكتر علي شريعتي )
Ama che ranjist lezatha ra tanha bordan va che zesht ast zibayiha ra tanha didan va che badbakhti azar dahande e ast tanha khoshbakht boodan! dar behesht tanha boodan sakhtar az kavir ast
***************************
اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)
Aknoon to ba marg rafte e va man inja tanha be in omid dam mizanam ke ba har nafas gami be to nazdiktar mishavam.in zendegi man ast
***************************
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علي شريعتي)
Vaghti khastam zendegi konam,raham ra bastand.vaghti khastam setayesh konam,goftand khorafat ast. vaghti khastam ashegh shavam goftand doroogh ast. vaghti khastam geristan,goftand doroogh ast. vaghti khastam khandidan , goftand divane ast. donya ra negeh darid mikhaham piyade shavam.
***************************
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari
***************************
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)
Be ۳ chiz tekye nakon , ghoroor , doroogh va eshgh. adam ba gharoor mitazad , ba doroogh mibazad va ba eshgh mimirad
حتما اينو بخونيد………….(دكتر علي شريعتي)باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کندباتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اندباتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اندباتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباندابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اندوطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کندباتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زندباتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زندباتو،من با بهار می رویمباتو،من در عطر یاس ها پخش می شومباتو،من درشیره ی هر نبات میجوشمباتو،من در هر شکوفه می شکفمباتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنمباتو،من در روح طبیعت پنهانمباتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشمباتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.بی تو،من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینمبی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارندبی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اندبی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اندبی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشردابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اندوطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند
بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعدبی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایندبی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای استبی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکندبی تو،من با بهار می میرمبی تو،من در عطر یاس ها می گریمبی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکمبی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برمبی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،راهب معبد خاموشی،سالک راه فراموشی ها،باغ پژمرده ی پامال زمستانم.درختان هر کدام خاطره ی رنجی،شبح هر صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من،بوی پونه،پیک و پیغامی نه برای دل من،بوی خاک،تکرار دعوتی برای خفتن من،شاخه های غبار گرفته،باد خزانی خورده،پوک،همه تلخ ترین یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند.
« دکتر علی شریعتی »
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم ======================= براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو ======================= عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز ======================= به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي ======================= نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن ======================= روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم ======================= آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست. ======================= مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم ===================== خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند ====================== هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو ====================== هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم ======================= خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش ميدوي پرواز ميكنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه ======================= من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست ======================= سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا ======================= تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم ======================= طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا ميشه ======================= اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش ======================= وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن ======================= عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد ======================= اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني ====================== تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست ====================== عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود ====================== مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم ====================== می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی ===================== غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر ===================== زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!! ===================== گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو ===================== گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند ===================== تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است ===================== هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم کسی که حرف دلش را نگفت من بودم دلم برای خودم تنگ می شود آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟ اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم
چشم هایت وقتی دروغ می گویی زیبا تر می شوند اگر می خواهی زیباترین باشی همیشه به من بگو دوستت دارم
مرا به آغوشت راه بده ...بيا چشمانمان را ببنديم ... می خواهم وقتی لبهای معصوممان به هم گره می خورد و هر دو از لذت ٬در آغوش هم نفس نفس می زنيم ٬ از لذت متناهی جسممان ٬وجود نا متناهی خداوند را باچشمان بسته تصور کنيم ... چشمانت را باز نکن ... نه ! نه !لبهايمان از گرمی شهوت خشک شده ... اما گونه هايمان از اشک خيس ...بيا که ....عزيز راه دورم بيش از عشق بر تو عاشقم
بيا که احساسم را برايت دست نخورده نگاه داشته ام و جسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام !بيا که می خواهم وقتی دستانت را به روی قلبم می گذاری ٬از فرط لذت قطره های اشک بر گونه اتبدرخشد . می خواهم با اشکهايت بر تمام احساسم بوسه زنی ... !می خواهم اشکهايت تمام احساسم را خيس کند .بيا که سالهاست سر به ديوار نهاده ام . بيا ای تنها هم آغوش من ............. بيا !!
زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست. هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود. صحنه پيوسته به جاست. خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد
تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست، اما دوستی ها هیچ وقت نمیمیرند
عشق با روح شقایق زیباست عشق باحسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با
زهر حقایق زیباست عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
عمری با غم عشقت نشستم به تو پیوستم واز خود گسستم ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود تو را دیدم. پرستیدم . شکستم کسانی که شهامت عاشق شدن را دارند باید شهامت درد کشیدن را هم داشته باشند
جدایی ها تقصیر ما نیست این سرنوشت گناه ما نیست برای تو هنوز من زنده امجز تو دلیلی واسه بودن ندارمجز تو کسی نیست محبوب دلمعشق جاودانه من تو هستی بعد از خدا تو رامی ستایم
دلم برات تنگه عزيز يادي نميکني ز مندارم ديوونه مي شم و نمي بيني نياز منمي خوام ببينمت ولي فاصله از من تا خداستخودم هزار و يک طرف همه حواسم به شماست
دلم برای 2 چشمت بهانه میگیرد وبی تو بغض دلم را نشانه میگیرد
هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیستاز دوست بپرس که چرا میشکند
هرگز باور نکردم که باورت مرا در چنگال خود له کند
سکوت می کنم و تنهایی را برمی گزینم تا شا ید در خلوتم
صدای سازشکسته تو را که همراه با آواز خوشی است
بشنوم مگر با این بهانه به خواب فرو روم
به دنبال كدامين قصه و افسانه ميگرديدر اين بيغوله رد پايي از ياران نمييابيچراغ شيخ شد خاموش و اين افسانه روشن شدكه در شهر ددان ميراثي از انسان نمييابيدر دو روز عمر كوته سخت جاني كردمبا همه نامهربانان مهرباني كردمهمدلي هم آشياني هم زباني كردمبعد از اين بر چرخ بازيگر اميدم نيست نيستآن سرانجامي كه بخشايد نويدم نيست نيستهديه از ايام جز موي سپيدم نيست نيستمن نه هرگز شكوهاي از روزگاران كردهامنه شكايت از دورنگيهاي ياران كردهامگرچه شكوه بر زبانم ميفشارد استخوانممن كه با اين برگريزان روز و شب سركردهامصد گل اميــــد را در سينه پرپر كردهامدست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانمپشت سر پلها شكسته پيش رو نقش سرابيهوشيار افتاده مستي در خرابات خــــرابيمهرباني كيميا شد مردمي ديريـست مردهسرفرازي را چه داند سر به زيري سرسپردهميروم دلمردگيها را ز سر بيــــرون كنمگر فلك با مــــن نسازد چرخ را وارون كنمبر كلام ناهمــاهنگ جدايـــــي خط كشمدر سرود آفرينش نغمــــهاي موزون كنمدر دو روز عمر خود بسيار هرمان ديدهام
بس ملامتها كز اين نامردمان بشنيدهامسر دهد در گوش جانم موي همرنگ شبانممن كه عمر رفته بر خاكستر غم چيدهامزين سبب گردي ز خاكستر به خود پاشيدهامگــــر بمانم يا نمانم بنده پيـــــر زمانم
از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان
عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم
ديشب دفترچه قسطامو ورق مي زدم. تمومي نداره! تا آخر
عمر بدهكار مهربونياتم..
پرستوهاي
محبت از سرزمين دل انسان ها پر كشيده اند، به را هاي دور..ديگر گلهاي مهرباني در دل كسي جوانه نمي زند.نشاني از
عشق اگر هست، تنها رد پايي است.آن هم سال هاست كه پوشيده شده، با برف هاي سرد و سنگين بي اعتنايي
دو نگاهي كه كردمت همه عمر، نرود تا
قيامت از يادم. نگاه اولين كه دل بردي، نگاه آخرين كه جان دادم
زندگی دو چیز به من آموخت:آرزوی مرگ و مرگ آرزو!
فاصله با آرزوهای ما چه کرد؟ کاش می شد از عاشقی هم توبه کرد
اگه یه روز دیدی تموم درختای کوچه و محلتونو بریدن اصلا ناراحت نشو، چون هنوز
من رو داری که بهم تکیه کنی..
سريع ترين دوربين جهان اختراع شد. اين دوربين مي تونه از خانم ها در لحظه اي که دهانشون بسته است عکس بگيره
حکايت جالبي است که " فراموش شدگان"، " فراموش کنندگان" را
هرگز " فراموش نمي کنند..!"
یه هیزم شکن وقتی
خسته میشه که تبرش کُند بشه! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون
چشاي
پرستو بي اشک ميميره صداي قناري بي تو ميگيره اگه تو نباشي پيشم عزيزم هر چي شاديست توي قلبم ميميره آسمون عشق پوسيده مي شه هواي
عشق مه الوده مي شه
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ،
دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ... و من را
دلتنگ دوستان آفريد ...
کاش میشد
سرنوشت خویش را از سر نوشت
کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت
کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی
داستان عمر خود را گونه ای دیگر
نوشتاگر با گريه
دريايي بسازم
اگر با خنده رويايي بسازم
اگر خنده شود در من فراموش
اگر گريه شود با من هم آغوش
تو را هرگز نخواهم كرد
فراموشهمه وقتي از زندگي
خسته ميشن ميگن خدا نفسمو بگير
ولي من هيچ وقت اينو نمي تونم بگم ، آخه تو نفس مني
سحرگاهان كه شبنم آيتي از
پاك بودن را به گل ها هديه مي بخشد
به آن محراب پاكش آرزو كردن برايت:
خوب ديدن ، خوب بودن ،
خوب ماندن را
وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي
باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي
اي كه از يار وفا مي طلبي يار
كجاست؟
همه يارند ولي يار
وفا دار كجاست
گاهي وقتا زندگي كردن
پرنده ها توي قفس از هر كاري بهتره
به شرطي كه اون پرنده تو باشي و اون قفس دل يارت
در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم
اصلا به تو افتاده
مسيرم كه بميرم
يا چشم بپوش از من و از خويش برانم
يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم
دوست دارم تو
سخن گويي و من گوش كنم
غم دل را به كلام تو فراموش كنم
سينه بشكافم و قلبم به تو تقديم كنم
تا بداني كه فقط جاي تو در
قلب من است
انواع بوس:
بوس صورت: دوست داشتن
بوس پيشاني: آرامش
بوس بازو: شوخي كردن
بوس لب:
عاشق بودنبوس گردن: نياز داشتن
حالا اگه بخواي بوسم كني بوست شماره چنده؟
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای
عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
کو طبیبی تا شکافد قلب
خونین مرا تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا
سحرگاهان كه عرش كبريايي مي سرايدنغمه
توحيد ، تو كه آهسته مي خوانيقنوت لحظه هايت را ميانربناي سبز دستانت ؛ دعايم كن
گل عشق تو هستم
شبنمم باشدلم دنياي زخمه مرهمم باشز درد بي كسي قلبم شكستهتو شهر بي كسي ها
همدمم باش
باغبان در را نبند من فرد
گلچین نیستم، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.
ماه من پرده ازآن
چهره زیبا بردار / تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد
گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چی دوست داری تا درست همون ازت بگیره! کاش نفهمه من چقدر
دوستت دارم
ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد، از این ترسم که بعد از من
گلم را دیگری بوسد
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن.
قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن...
اگه باهات نبودم برات که بودم اگه
چشات نبودم نگات که بودم اگه حرفات نبودم صدات که بودم اگه خودت نبودم فدات که بودم
ما به حساب شما میلیون ها گل
بنفشه واریز کردیم!! شما می توانید از طریق مهرکارت برداشت کنید...
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز
سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم؟!
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم
بادبادک رفت بالا... قرقره از
غصه لاغر شد
ترسم که شبی از غم ناگه بمیرم در بستر
دلسوز با آه بمیرم آن لحظه آخر که اجل گفت بمیر ای کاش تو را بینم و آنگاه بمیرم
کوه باشی صخره هایت می شوم...
اشک باشی دیدگانت می شوم... رود باشی چشمه سارت می شوم... دوست باشی دوستدارت می شوم
مهر دل ما مدام تقدیم شما عمری که شود به کام
تقدیم شما پیدا نشد آن هدیه که در شان شماست یک باغ گل سلام تقدیم شما
زندگی چون گل سرخ است... پر از
عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند
تو مپندار که از
عشق تو دل برگیرم... ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم... بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری... من کفن پاره کنم عشق تو از سر گیرم
چه دعایی کنمت بهتر از این :
خنده هایت از ته دل گریه هایت از سر شوق...
اگه دنيا فراموشم كنه اگه عشقم گل اميد منوخاموش كنه ميدونم كسئ كه اين مسج وميخونه هرگز فراموشم نميكنه
اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم
و تو نيز هرگز نديدن من را . . . آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت . . . ؟
تا که از جانب معشوقه نباشد کششی..کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
بيهوده مکن عمر گران صرف رفيقان ، عمر صرف کسي کن که دلش جان تو باشد ، امروزکسي محرم اسرار کسي نيست ، ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
هزار تا
رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق
سهم من
خانهاي اجارهاي در قلب توست! و هر روز ... ترس از ريختن وسايلم در كوچهها
دل من نرمتر از
جنس حرير، دلم از جنس بلور، گر تو را قصد شكستن باشد، سنگ بي انصافيست ، يك تلنگر كافيست
یکی می پرسد: “
اندوه تو چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟” برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست
از با تو بودن برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودن را باور ندارم . . .
بگم سلام دل ميگيره،بگم عليک دل ميميره،فقط ميگم
دوست دارم اين جوردل آرام مي گيره
اگه گفتي اين چيه؟ >-->0 اين توئي که از دوري من مردي حالا اگه گفتي اين چيه؟ 0<--< اين منم که چون ازت دورم راهت خوابيدم
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارند، اونها فقط از آنچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو
خوشبختي مثل توپ فوتبال است. وقتي مي رود ما به دنبالش مي دويم و وقتي مي ايستد ما به آن لگد مي زنيم
يا به اندازه آرزوهاتون تلاش کنيد ، يا به اندازه تلاشتون آرزو کنيد .(شکسپير)
براي دوستت تمام محبت خود را ظاهر نكن چون با اندك تغييري تو را دشمن مي دارد.(سقراط)
تازه گیا طلا شدی ، گم شدی کیمیا شدی
دیگه اس ام اس نمی زنی عین غریبه ها شدی!
ازم پرسيد: دوستم داري؟ گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشك تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتي كه خدا از همه چيز به ما نزديك تره
عزیز دلم ! اگر تمام مردم دنیا جمع بشوند تا تو را از من بگیرند به آنان خواهم گفت : شما چرا زحمت کشیدید ، خودم می آوردمش
يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم
جامه اي بافتم ، تاروپودش از عشق، خواستم تا به تو هديه کنم. ليک ديدم که در آن گوشه باغ ، لاله اي پنهاني با نسيمي مي گفت: جامه عشق برازنده هر قامت نيست.
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است.
سلامي به سلامتي باغچه که خاکش منم و گلش تويي و خارش هرچي نامرده
زير سايبون چشمات تو شبستون نگاهت يه جايي گوشه اشكات مچ عشقتو ميگرم بين پاييزوزمستون انتظار و نم بارون ميون نامهربوني تابخواي برات مي ميرم.
يادت از خودت مهربونتره چون وقتي تو نيستي يادت تنهام نميزاره
باز آمدنم به خدمتت دير نشد . انديشه نكن دلم زتو سير نشد . يك موي تورا به عالمي نفروشم .توجان مني كسي زجان سير نشد
تك درخت خاطراتم برلب ساحل نشسته گرچه دورى ازكنارم يادتوبردل نشسته.
يك قطره اشك ميريزم توي آبتاوقتي كه پيداش نكردم دوستت دارم
گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست..گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست
دلم واست پاره پوره شده بود دادم دوختنش حالا تنگ شده
اشک هاي نيامدنت روي گونه هايم ماسيده نبوس نمک گير مي شوي
تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ و قلب کوچيک من
عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی،دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی،غذا نیست که بهش ناخونک بزنی،رفیق نیست که بهش کلک بزنیعشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی !!
تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم میشد ... ..... ناپلئون
دو تا آدم برفی دو طرف رودخونه
عاشق هم میشن از آتیش عشق همدیگه آب میشن تا بلكه وسط رودخونه به هم برسن...
تو مرا می فهمی... من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یك انسان است. تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من خواهی ماند.--
نقاشی تو را می کشم ولی به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ می زنم ! تا از آسیب
اشک هایم در امان باشد!!!
دنیا مث بازی گل یا پوچ میمونه .......**.......با تو گل بی تو پوچ
زندگی گل سرخئ است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی است
عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری* من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم *شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد سپرد